تبلیغات
گل گندم - تعاریف و مراحل حسابداری
 
من نه من است. ماست که من است

تعاریف و مراحل حسابداری

نوشته شده توسط :صــفـا
پنجشنبه 11 خرداد 1391-05:49 ب.ظ

پدر علم حسابداری لوکا پاسیولی تحصیلات خود را در وِنیس و رُم گذراند و در دهه 1470 راهب صومعه ای شد که از فرقه فرانسیس بود. تا سال 1497 معلم خصوصی پروازی ریاضیات بود، که در آن سال دعوت نامه ای از لودُویکو اِسفُرتسا دریافت نمود تا در میلان مشغول به کار شود. او در آنجا با لئوناردو داوینچی کار و زندگی می کرد و به او ریاضیات یاد می داد. در 1499، پاسیولی و لئوناردو مجبور شدند تا از میلان فرار کنند که لوئیس دوازدهم از فرانسه شهر را به تصرّف خود در آورده و حامیان آنها را از آنجا بیرون کرد. بعد از آن، پاسیولی و لئوناردو خیلی اوقات با همدیگر سفر می کردند. به محض برگشت به میهن، پاسیولی به علت سالخوردگی در سال 1517 فوت کرد.....

                             ادامه مطلب را مطالعه فرمایید
پدر علم حسابداری لوکا پاسیولی تحصیلات خود را در وِنیس و رُم گذراند و در دهه 1470 راهب صومعه ای شد که از فرقه فرانسیس بود. تا سال 1497 معلم خصوصی پروازی ریاضیات بود، که در آن سال دعوت نامه ای از لودُویکو اِسفُرتسا دریافت نمود تا در میلان مشغول به کار شود. او در آنجا با لئوناردو داوینچی کار و زندگی می کرد و به او ریاضیات یاد می داد. در 1499، پاسیولی و لئوناردو مجبور شدند تا از میلان فرار کنند که لوئیس دوازدهم از فرانسه شهر را به تصرّف خود در آورده و حامیان آنها را از آنجا بیرون کرد. بعد از آن، پاسیولی و لئوناردو خیلی اوقات با همدیگر سفر می کردند. به محض برگشت به میهن، پاسیولی به علت سالخوردگی در سال 1517 فوت کرد.....

                             ادامه مطلب را مطالعه فرمایید


تعریف حسابداری

حسابداری عبارت است از فن ثبت .طبقه بندی.و تلخیس فعالیتهای مالی یک موسسه در قالب اعداد قابل سنجش به پول و تفسیر نتایج حاصله از بررسی این اعداد. حسابداری فن است نه علم:برخی به غلط حسابداری را علم می خوانند. در صورتی که علم عبارت است از دانستنی قابل اثبات به روش عینی و قابل اعتماد مبتنی بر مشاهده و آزمایش. حسابداری دارای چنین خصوصیتی نیست. اصول و موازین و ضوابط حسابداری نظر هاییست که توسط کارشناسان و استادان و یا انجمن های حرفه ای حسابدارانو اظهار می شود و مقبولیت عامه میابد.

منبع: اصول حسابداری تالیف دکتر عزیز نبوی

مراحل حسابداری

به طوری که از تعریف فن حسابداری بر می آید این فن دارای 4 مرحله میباشد: 1.ثبت فعالیتهای مالی 2.طبقه بندی اقلام ثبت شده 3.تلخیص اقلام 4.تفسیر نتایج حاصله از بررسی اقلام خلاصه شده

منبع: اصول حسابداری. عزیز نبوی

 حسابداری در ایران

حسابداری در ایران در حوزهٔ نظری تحت تأثیر جریانات پازیتیویسم رشد کمّی زیادی کرده است و پایه گذاری تحصیلات تکمیلی با این نگاه به حسابداری صورت گرفته و توسعه یافته است. با این وصف تعریفی از حسابداری در ایران غالب است که مضمون و محتوای آن صرف نظر از چینش یا تفاوت ظاهری الفاظ آن برای همه دانش آموختگان حسابداری ایران شناخته شده است. بر اساس این تعریف: حسابداری عبارت است از فرآیند شناسایی، جمع آوری، ثبت، طبقه بندی، تلخیص، گزارشگری، و تحلیل رویدادهای مالی یک شخصیت اقتصادی در یک دوره مالی معین بر اساس واحد پول ملی. این تعریف ترجمهٔ کاملی است از تعاریف مختلفی که از حسابداری در عصر پازیتیویسم یعنی دهه‌های ۴۰ الی ۶۰ سده پیشین در دنیا رواج داشته است.لازم به ذکر است حسابداری شاخه‌های گوناگون دارد.شادروان" سجادی نژاد"و همچنین شادروان عرفانی و دکتر عزیز نبوی از بنیانگذاران حرفه حسابداری در ایران بشمار میروندکه با تاسیس مدرسه عالی حسابداری شرکت ملی نفت و موسسه عالی خسابداری توانستند بیش از ۶۰۰۰ دانش آموخته رشته های حسابداری - حسابداری دولتی و حسابرسی پرورش دهند.

قابل تذکر است که ازانجایکه حسابداری یک فن است، سیستم و اتخاذ یک زوش خاص حسابداری نیز متعلق به شخص است که آن روش را در پیش میگرد. پس حسابداری را فقط کسی متواند انجام دهد که با حد اقل یک سیستم آن آگاهی داشته باشد.

علم حسابداری

کامل دانشهای بشری به مدد مؤلفه‌ها و عوامل گوناگونی صورت می‌گیرد که یکی از آنها، کسب شناخت کافی درباره آن دانش و نقد آن از بیرون است. برای کسب شناخت درباره یک دانش، ناگریز باید وارد مقولة “چیستی” آن دانش شد. سوال ازجیبستی دانش پرسشی بسیار پیچیده وفلسفی است.

اما ناگزیربرآن باید تن دادوکوشید بدان پاسخ داد.
علم معتبرهرکدام برای خودفلسفه ای داردکه از چیستی آن سخن می‌گوید وماهیت آن را نشان می‌دهد.کسانی که وارد رشته حسابداری می‌شوند از سر تعصب حرفه‌ای یا شناخت و یا هر دو،
دوست دارند که حسابداری را علم بدانند و برای علم بودن آن دلیل بیاورند و از دیدگاه فلسفی درباره چیستی آن بیندیشند. این‌گونه اندیشه‌ها خود ممکن است به پیشرفت حسابداری و جهت‌دهی چارچوب ذهنی انسان درباره حسابداری و نظام‌مند شدن این رشته بینجامد. شناخت علم ناشی از ذهنیت فلسفی است و متقابلاً بر رشد اندیشة فلسفی نیز تأثیر گذاشته است. حتی امروزه در آموزش دانش حسابداری به تبیین فلسفی آن نیاز داریم و بدون به‌کارگیری این‌گونه اندیشه و روشهای مختلف شناخت علمی، با تنزل دانش حسابداری در مقایسه با سایر علوم رو به‌رو می‌شویم و تأثیر نهایی آن کم شخصیت شدن حسابداران (از حیث صاحب رأی و تفکر بودن) خواهد بود.

یکی از راههای دستیابی به شناخت علمی، نگرش به سرگذشت حسابداری و جایگاه تاریخی آن از بدو پیداش جوامع بشری و استنتاج قانونمندیهای رشد حسابداری می‌باشد و به قول گوته، “تاریخ دانش، خود دانش است”.

به‌تحقیق می‌توان گفت که حسابداری پیشینه‌ای همانند کتابت نزد جوامع بشری دارد و همچنان که کتابت نمود بارز تمدن انسانهای جوامع کهن است، حسابداری نیز در نیاز به ثبت و تفسیر پدیده‌های اقتصادی جوامع بشری پا به‌پای کتابت پا به عرصة ظهور نهاده و به رشد خود ادامه داده و در جوامع مختلف بر حسب پویشهای خاصی که وجود داشته، نقش و وظیفه خود را به تمدن بشری عرضه کرده است.

سرگذشت حسابداری در دوره‌های پیدایش تمدن انسان، با سرگذشت ریاضیات در هم آمیخته است، چنانکه ریاضیات کاربردی در تمدنهای بشری در مناطق مختلف آمیزه‌هایی از کاربرد علم حساب در زندگی روزمره و در تجارت و بازرگانی داشته است.

انسان همواره بنا بر دیدگاهها و طرز تفکر خود، کاربردهای متفاوتی از علوم را ارائه کرده است. حسابداری نیز از این قاعده برکنار نیست. بینشها و نگرشهای متفاوت و شرایط اقتصادی‌ـ اجتماعی منجر به نمودهای متفاوت در سرگذشت حسابداری گشته است. در یونان باستان، به‌کارگیری علم حساب در داد و ستد، در شأن بردگان تلقی می‌شد و این طرز تفکر موجب شده بود، اندیشمندان کمتر به نحوه به‌کارگیری علم حساب در بازرگانی همت گمارند. یکی از مشخصه‌های بارز این طرز تفکر در اندیشه افلاطون متجلی است. از دیدگاه افلاطون، ضرورت تدوین قانون برای تحصیل علم حساب برای کسانی که مشاغل عمدة شهر را داشته‌اند مطرح است، منتهی با این نگرش خاص که از آن به‌روش سطحی استفاده نشود بلکه به مدد ادراک صرف، بتوانند حقیقت اعداد را مشاهده کنند و مانند بازرگانان از علم حساب برای کار خرید و فروش استفاده نکنند.

در تمدن بین‌النهرین، رونق تجاری و بازرگانی از سایر مناطق زیادتر بوده و آثار باستان‌شناسی حکایت از به‌کارگیری روشهای مختلف ثبت و نگهداری اطلاعات مالی و به‌کارگیری آنها در تصمیم‌گیریها بوده است. قانون حمورابی، اولین قانون تدوین شدة بشر است که نقش حسابدار (کاتب) را به رسمیت شناخته و هر معامله‌ای را که مهر حسابدار (کاتب) در آن نباشد از درجة اعتبار ساقط شناخته است. به‌موجب قانون، سند هر معامله، از کوچک و بزرگ، می‌بایست نوشته می‌شد و به امضای طرفین قرارداد و شهود می‌رسید.

نیاز جوامع و پاسخگویی به آنها همواره بشر را از رؤیاهای آرمانگرایانه خارج ساخته و او را وادار به درک واقعیتها ساخته است. ارسطو، شاگرد افلاطون، در اندیشة فلسفی خود به واقعیت زندگی پرداخته و نگرش خود و روشهای مورد نظر برای اصلاح جامعه و تشکیل جامعة مورد نظر خویش را در کتاب “سیاست” تشریح کرده و از دیدگاه “اقتصاد مبتنی بر اصول اخلاقی دولتخواهانه” نگرشی نیز به کنترل مصرف وجوه خزانه داشته و آن را به‌عنوان واقعیتی فراتر از ثبت و ضبط پدیده‌های اقتصادی پذیرفته و عامل نظارت و بررسی را جهت اصلاح امور تجویز کرده است: “چون صاحبان برخی از مناصب، اگر نه همه، وجوه هنگفتی از خزانه مردم را در اختیار خویش دارند باید صاحب‌منصبی را معین کرد که خود بی آنکه در ادارة کارها شرکت کند، گزارش و حساب کار دیگران را بخواهد. این صاحب منصب را برخی بازرس محاسبات و برخی دیگر محاسب و گروهی نیز ناظر می‌نامند”.

حسابداری در طول تاریخ خود، توأم با تحولات رنسانس، تحول عمیقی پیدا کرده و در این تحول نیز بیشترین تأثیر را از اندیشه‌های فلسفی پذیرفته است، چرا که رنسانس عمدتاً بینشی مبتنی بر به‌کارگیری علوم در زندگی روزانه و خارج ساختن آن از جهت تجرد بوده است. از اندیشمندان آن دوران، فرانسیس بیکن، تصویر مناسبی از بینش آن عصر ارائه کرده است: “مقصود اصلی از علم باید قدرت یافتن بر عمل باشد برای سود رسانیدن به نوع بشر و اینکه گفته‌اند منظور از طلب علم رسیدن به معرفت حقیقت است سخنی تمام نیست، چه علمی که از آن استفادة عملی نشود چه حاصلی دارد؟ البته حصول علم، معرفت را هم در برخواهد داشت و این نتیجة بزرگی است که به‌دست می‌آید ولیکن منظور نخستین باید تحصیل قدرت باشد، یعنی انسان به مشاهدة تجربه و مطالعه در امور از قوانین آن آگاه شود و هنگامی که آن قوانین را به‌دست آورد از آنها پیروی می‌کند و بر طبیعت چیره می‌شود، قوانین طبیعت را به مقتضای نیازمندیهای خویش به‌کار می‌گیرد و آن را تابع ارادة خود می‌سازد و به اختراعات نایل می‌شود و زندگانی خویش را بهبود می‌بخشد”.

در تقسیمبندی دوران تاریخی، نظریه غالب در سطح جهانی، دنیا را به دوره‌های زیر تقسیم‌بندی کرده است؛

• عصر اقتصاد (فلاسفه قرون وسطی)

• عصر بلندگرایی (فلاسفه رنسانس)

• عصر خردگرایی (فلاسفه قرن هفدهم)

• عصر روشنگری (فلاسفه قرن هجدهم)

• عصر ایدئولوژی (فلاسفه قرن نوزدهم)

• عصر تجزیه و تحلیل (فلاسفه قرن بیستم)

• عصر پست مدرنیسم (هزاره سوم)


اگر بر این تقسیمبندی ایرادی نباشد، حسابداری و حسابرسی فارغ از پیشینة تاریخی، به‌معنی جدید آن، محصول عصر تجزیه و تحلیل است که این عصر با توسعه سرمایه و صنعت در اروپا آغاز شد. چون فلسفه عرصة سنجش علم محسوب می‌شود، به کانونی برای تحلیل برامدهای علوم تبدیل می‌گردد. بر این اساس فلسفه حسابرسی باید کانون تجزیه و تحلیل برامدهای حسابداری و اقتصاد در حوزة تبیین اعداد و ارقام در صورتهای مالی تلقی شود، چرا که حسابرس به‌عنوان مهمترین وظیفة خود که همانا اظهارنظر است، به اعداد و ارقام خام معنا و مفهوم اعتباری می‌بخشد و این وظیفه در قالبهای امروزین که همانا چارچوبهای نظری است، تبیین می‌شود.

چارچوبهای نظری تدوین شده توسط انسان همواره از جهانبینی انسان تأثیر پذیرفته و در طول تاریخ شکلهای متفاوتی به‌خود گرفته است. مجموع تلاش بشر در تبیین پدیده‌های اجتماعی، پاسخگویی به نیازها و گشودن مشکلات اجتماعی بوده که تئوری حسابداری نیز از این قاعده برکنار نیست. تئوری محصول فکری است که از تلاش بشر برای کشف حقیقت ریشه می‌گیرد، حقیقت‌ زادة رابطه بین تفکر و هستی، رابطة بین ذهن و عین است.


حسابداری در فرایند تاریخی خود مراحلی را پشت سر گذاشته که عبارتند از:

• دوران سادگی

• دوران بهینه سازی

• دوران یکنواختی

• دوران تورم

• دوران مداخله

• دوران همگرایی

• دوران ابداع

حسابدار کیست ؟ 
در نظر مردم کوچه و بازار حسابدار کسی است که تمام طول روز با یک چرتکه حسابهای صاحبکار خود را نگه میدارد . حتی بعضی از عوام در این باورند که شاید شرکتها نیاز ضروری نسبت به حسابداران ندارند و تنها موانع قانونی باعث می شود که یک حسابدار را استخدام کنند و هر ماه به او حقوق بدهند . 
شاید قرنها پیش از این ، زمانی که در یونان باستان افرادی که به آنها نگارنده می گفتند ، حسابهای دولتی را نگهداری می کردند و در پایان هر سال در مقابل سنا آن را قرائت میکردند این تعریف ساده و شاید بتوان گفت جاهلانه از حسابداری کار صحیحی می نمود . اما امروزه با توجه به رشد سرطانی شرکتها و تحول شدید در شکل کار موسسات و همین طور تشکیل تراست ها و کارتل های بزرگ ، شکل حسابداری نیز بسیار متحول شده است و به دنبال آن حسابداران نیز تغییرات زیادی را در کار خود احساس کردند . 
می توان حسابدار را این گونه تعریف کرد که حسابدار شخصی است که اطلاعات مالی را در یک موسسه جمع آوری میکند و سپس این اطلاعات بدست آمده را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد . آنگاه این داده ها را بر حسب پول سنجیده سپس آنها را بر حسب زمان وقوع ثبت می کند . این حسابها باید در گروه های همگن در دفتر کل ثبت شوند . در پایان از روی این داده ها صورتهای مالی تهیه می شوند و مورد تجزیه و تحلیل حسابدارای و افراد ذی نفع قرار می گیرد . 
به جرئت می توان گفت که بخش پایانی فعالیت حسابداران یکی از مهم ترین قسمتهای کار یک حسابدار است . شاید هزار سال پیش چندان مهم نبود که یک حسابدار از اقتصاد و مدیریت هم سررشته داشته باشد . اما امروزه این مطلب نه تنها مهم است بلکه یک نکته حیاتی بحساب می آید . امروزه اگر یک حسابدار اطلاعات کاملی از اقتصاد ، مدیریت ، بازار سرمایه ، سهام و بورس و غیره نداشته باشد جایی در بازار رقابتی کار ندارد . البته این موارد به تنهایی کافی نیست . زیرا یکی از مهمترین خصوصیات یک حسابدار قدرت تجزیه و تحلیل بالای اوست . یک حسابدار باید بداند که در چه زمانی به رئیس موسسه توصیه کند که سهام خود را بفروشد و یا اینکه در چه مواقعی باید دارائی ثابت خریداری شود و از این قبیل . 
البته کار حسابداران صنعتی از این نیز سخت تر است . این نوع از حسابداران که وظیفه اصلی آنها تعیین بهای تمام شده محصولات است این روزها کمتر یافت میشوند و به گفته اهل فن یکی از دلایل بهینه نبودن فعالیت کارخانجات صنعتی همین مطلب است .




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:






The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox