تبلیغات
گل گندم - شعر درباره حضرت امام زمان(عجّل اله تعالی فرجه الشریف) از دیوان استاد شهریار
 
من نه من است. ماست که من است

شعر درباره حضرت امام زمان(عجّل اله تعالی فرجه الشریف) از دیوان استاد شهریار

نوشته شده توسط :صــفـا
جمعه 22 اردیبهشت 1391-12:59 ب.ظ

با رنگ و بویت ای گل! گل رنگ و بو ندارد
با لعلت آب حیوان آبی به جو ندارد

از عشق من به هر سو در شهر گفت و گویی است
من عاشق تو هستم، این گفت و گو ندارد

دارد متاع عشقت، از چارسو خریدار
بازار خود فروشی، این چار سو ندارد

جز وصف پیش رویت در پشت سر نگویم
رو كن به هر كه خواهی گل پشت و رو ندارد

محراب ابروانت خواند نماز دلها
آری بمیرد آن دل کز خون وضو ندارد

گر آرزوی وصلش پیرم كند مكن عیب
عیب است از جوانی كاین آرزو ندارد

خورشید روی من چون رخساره برفروزد
رخ برفروختن را، خورشید رو ندارد

در تار طره شب تا روی روز بنهفت
دل نیست کو تعلق با تار مو ندارد

سوزن ز تیر مژگان، وز تار زلف نخ کن
هرچند رخنه ی دل، تاب رفو ندارد

او صبر خواهد از من بختی كه من ندارم
من وصل خواهم از وی قصدی كه او ندارد

با شهریار بیدل ساقی به سرگرانی است
چشمش مگر حریفان! می در سبو ندارد؟







درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:






The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox